نظر
به مباحثی که توسط استاد ارجمند جناب آقای دکتر طاووسی در جلسه درسی اقليم مناطق
خشک، پيرامون بيابان ربع الخالی به انجام رسيد اين اشتياق به وجود آمد تا نکاتي
چند درباره ترمينولوژی واژه (رَبع الخالي) مورد بررسی قرار گيرد.
این بيابان بزرگ در بخش های وسيعی از عربستان، امارات، عمان و يمن واقع شده است و در نظر بيشماري از افراد در بر گيرنده معنايي است که خالي بودن مساحت يک چهارم شبه جزيره عربستان از آن مستفاد مي گردد. از جمله مي توان به مستندات و متون علمي سايت (National Geographic) اشاره کرد که به صراحت از معادل لاتين (Empty Quarter) براي آن بهره جسته است و در نقشه ها و متون انگليسي منتشر شده آن مرکز اين واژه به صورت (Rub Al Khali) يا (Ar Rab Al Khali) نوشته شده که مفهوم چارک يا يک چهارم را نيز در زبان فارسي بر مي انگيزد. در دانش نامه لاتين (Britannica) نيز اين واژه به همين صورت (Rub Al Khali) و در معنای (Empty Quarter) مورد تشريح قرار گرفته است. اما علي رغم اين موضوع در دانش نامه آزاد ويکي پدياي فارسي چنين آمده است: «رَبعالخالي منطقهاي بياباني و شني گستردهاي است در جنوب شرقي شبه جزيره عربستان، مردم محل آن را به (ربع عرب الخالی) مينامند اما بيشتر مردم آن را به نام (رَبعالخالي) ميشناسند. بايد توجه نمود تلفظ درست اين واژه رَبعُالخالي است. رَبع در عربي به معني سرا و خانه است (لغت نامه دهخدا)». دقت شود در زبان عربی اين بيابان با عنوان (صحراء الرَبع الخالی) مصطلح بوده و تلفظ می شود ولی معنای گسترش بيابان در رُبع (يک چهارم) شبه جزيره از آن تعريف می شود. امروزه به طور اتفاقی اين بيابان در خاک چهار کشور عربی نيز واقع شده است البته در برخی از سايت های عرب زبان بر اين نکته نيز تأکيد می شود که اين اصطلاح اساساً ريشه ای قديمی، نامأنوس و حتی غيرعربی دارد که نشان دهنده ترديد خود عرب ها نيز در معنای مستفاد از اين واژه می باشد. در کندوکاو فرهنگ های فارسی برای اين واژه می توان به لغت نامه دهخدا و فرهنگ معين رجوع کرد که زير واژه (رَبع) گفته اند: «سرا، خانه، جای فرود آمدن». مثلاً عنوان ربع رشيدی برای رصدخانه مراغه توسط خواجه نظام الملک طوسی هم در همين معنای سرای رشيدی مورد نظر بوده است. به هر حال توجه شود که منطقه بيابانی ربع الخالی در هزاره های پيشين برخوردار از تمدن هاي باستاني سامی بوده است. اولين گودال برخورد شهابسنگي خاورميانه در سال 1962 توسط هالم (Holm) با عنوان (Wabar) در جنوب اين بيابان شناسايي شده است که بنا بر عقيده برخی، اين منطقه برخورد شهابسنگي، بقايايي از شهر (عبار) از تمدن (عاد) ذکر شده در کتاب قرآن مي باشد که توسط نيروهای فرازمينی و بارش شهابی از ميان رفته است. علاوه بر اين عده اي اين مکان را محل فرود آمدن انسان هاي نيمه خدا و غول پيکر با قامت چند ده متري تحت عنوان آنوناکي (Anunnaki) از سياره نيبيرو (NiBiRu) مي دانند که از جمله آنها ذکريا ستچين (Zecharia Sitchin) باستان شناس اسرائيلي و نويسنده کتاب گمشده انکي (The Lost Book Of Enki) مي باشد. بنابراين با دو معنای جغرافيايي- رويه ای و تاريخی- محتوايي برای اين واژه روبه رو می شويم که به نظر بهتر است در زبان فارسی همان معنای علمی و معمول آن مورد نظر قرار گيرد و از تفسير خاص پرهيز شود چرا که در بين اکثر نويسندگان عربی و انگليسی هم علی رغم تلفظ واژه به صورت الرَبع الخالی معنای رُبع خالی و غير مسکون مورد توجه می باشد.
این بيابان بزرگ در بخش های وسيعی از عربستان، امارات، عمان و يمن واقع شده است و در نظر بيشماري از افراد در بر گيرنده معنايي است که خالي بودن مساحت يک چهارم شبه جزيره عربستان از آن مستفاد مي گردد. از جمله مي توان به مستندات و متون علمي سايت (National Geographic) اشاره کرد که به صراحت از معادل لاتين (Empty Quarter) براي آن بهره جسته است و در نقشه ها و متون انگليسي منتشر شده آن مرکز اين واژه به صورت (Rub Al Khali) يا (Ar Rab Al Khali) نوشته شده که مفهوم چارک يا يک چهارم را نيز در زبان فارسي بر مي انگيزد. در دانش نامه لاتين (Britannica) نيز اين واژه به همين صورت (Rub Al Khali) و در معنای (Empty Quarter) مورد تشريح قرار گرفته است. اما علي رغم اين موضوع در دانش نامه آزاد ويکي پدياي فارسي چنين آمده است: «رَبعالخالي منطقهاي بياباني و شني گستردهاي است در جنوب شرقي شبه جزيره عربستان، مردم محل آن را به (ربع عرب الخالی) مينامند اما بيشتر مردم آن را به نام (رَبعالخالي) ميشناسند. بايد توجه نمود تلفظ درست اين واژه رَبعُالخالي است. رَبع در عربي به معني سرا و خانه است (لغت نامه دهخدا)». دقت شود در زبان عربی اين بيابان با عنوان (صحراء الرَبع الخالی) مصطلح بوده و تلفظ می شود ولی معنای گسترش بيابان در رُبع (يک چهارم) شبه جزيره از آن تعريف می شود. امروزه به طور اتفاقی اين بيابان در خاک چهار کشور عربی نيز واقع شده است البته در برخی از سايت های عرب زبان بر اين نکته نيز تأکيد می شود که اين اصطلاح اساساً ريشه ای قديمی، نامأنوس و حتی غيرعربی دارد که نشان دهنده ترديد خود عرب ها نيز در معنای مستفاد از اين واژه می باشد. در کندوکاو فرهنگ های فارسی برای اين واژه می توان به لغت نامه دهخدا و فرهنگ معين رجوع کرد که زير واژه (رَبع) گفته اند: «سرا، خانه، جای فرود آمدن». مثلاً عنوان ربع رشيدی برای رصدخانه مراغه توسط خواجه نظام الملک طوسی هم در همين معنای سرای رشيدی مورد نظر بوده است. به هر حال توجه شود که منطقه بيابانی ربع الخالی در هزاره های پيشين برخوردار از تمدن هاي باستاني سامی بوده است. اولين گودال برخورد شهابسنگي خاورميانه در سال 1962 توسط هالم (Holm) با عنوان (Wabar) در جنوب اين بيابان شناسايي شده است که بنا بر عقيده برخی، اين منطقه برخورد شهابسنگي، بقايايي از شهر (عبار) از تمدن (عاد) ذکر شده در کتاب قرآن مي باشد که توسط نيروهای فرازمينی و بارش شهابی از ميان رفته است. علاوه بر اين عده اي اين مکان را محل فرود آمدن انسان هاي نيمه خدا و غول پيکر با قامت چند ده متري تحت عنوان آنوناکي (Anunnaki) از سياره نيبيرو (NiBiRu) مي دانند که از جمله آنها ذکريا ستچين (Zecharia Sitchin) باستان شناس اسرائيلي و نويسنده کتاب گمشده انکي (The Lost Book Of Enki) مي باشد. بنابراين با دو معنای جغرافيايي- رويه ای و تاريخی- محتوايي برای اين واژه روبه رو می شويم که به نظر بهتر است در زبان فارسی همان معنای علمی و معمول آن مورد نظر قرار گيرد و از تفسير خاص پرهيز شود چرا که در بين اکثر نويسندگان عربی و انگليسی هم علی رغم تلفظ واژه به صورت الرَبع الخالی معنای رُبع خالی و غير مسکون مورد توجه می باشد.

♣ نوشته شده توسط محمدرضا منصوری دانشور در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۰
|

















